تبليغاتX
شوپا نمایش

نقد نمایش اسماعیل اسماعیل نوشته  محمد خانیان و کارگردانی صادق نظری .

با اینکه از اجرای نمایش چند وقتی میگذره و جلسه نقد و بررسی کار هم انجام شد و حرفهای زیادی درباره نمایش زده شد ولی فکر میکنم یه سری نکته ها دست نخورده موند که اگه درست یادم باشه سعی میکنم دربارشون بنویسم .

نمایش یه متن نسبتا ضعیف از لحاظ دراماتیک و یک متن نسبتا قور در ژانر ( که البته استفاده ی همین کلمه اینجا مورد داره ) دفاع مقدسه . متن با ساختار روایی مستقیم و خطی با ایجاد حفره یا همون سوال خودمون از لحظه آغاز به دنبال یک جواب باعث دنبال کردن مخاطب میشه ، که البته فعلا با درجه توانایی متن و اجرا در تفهیم سوال یا درست تر بگیم در نگه داشتن مستمر مخطب کاری نداریم. ولی نکته ای که در ساختار شناسی این متن که میشد به نوعی جزئ گروه متن های ایستا ( استاتیک ) قراراش داد ، ساختار روایی کاملا شاعرانه اش بود که بیشتر آدم رو یاد فیلم های رمانتیک انگلیسی می انداخت ( جریان با رفتار نیمه عاشقانه یک زوج جوان روایت میشد که پسر بازمانده ای از جنگ و دختر انتظار کشیده ای عاشق پیشه بود )

حضور مستقیم شعر در میانه دیالوگ ها باز گوی همین نکته بود و این مسئله رو تشدید هم میکرد .اما سوال اینجاست که برای بیان اتفاقی کاملا حماسی به نام جنگ ( حتی اگر این اتفاق مربوط به سربازی باشه که از ترس جنگ فرار کرده ) انتخاب فضای عاشقانه و شاعرانه ، آ ن هم نه به شیوه رمنانتیک اغراق گونه  که جای برای بروز ذهن خلاقه در تماشاگر ایجاد کند بلکه کاملا منطقی و رئال گونه ، درسته یا نه ؟ یا اصلا جواب گو است یا نه ؟

در متن به دیالوگ هایی بر میخوردیم که رفتاری لحظه ای و جنون آمیز از اسماعیل- شخصیت اول نمایش-نشان میداد ، ولی رد موازات همون دیالوگ هایی با مضمون هایی در این حیطه که اسماعیل هیچ گونه مشکل رفتاری ندارد بر می خوریم. کارگردان برای توجیه این دو گانگی ، بخش دوم یعنی سالم بودن اسماعیل را انتخاب کرده و بخش اول را با گفتن دیالوگ  هایی شبیه  (( شوخی کردم ))  ، یا یک لبخند نفی میکرد . سوال اینجاست  که آیا کارگردان به این فکر نکرده بود که اجرای رفتار مایش گونه ای که بلا فاصله نقض می شود در شرایطی که این رفتار بازگوی هیچ رفتار دیگری نیست ( یعنی نمی توان آن را آماده سازی برای تنش یا کنش بزرگتر و یا خرده جریانی که بر گرفته از کل است ) با عث گمراهی تماشاگر و قطع رابطه عقلانی حسی  ، مخاطب با کار  نمیشود ؟ ؟

مشکلات کمی وقت برای تمرین ، کمی تجربه اجراهای این چنینی حتی اجرای تئاتر نه تنها برای این گروه مدت کوتاه تمرینات ( بر گرفته از صحبت های کار گردان ) باعث بروز مشکلاتی از جمله عدم پرداخت کامل شخصیت ، بیرون آوردن کاراکتر از تیپ به شخصیتی واحد و چند وجهی ، ظاهر نگری به جهی مفهوم نگری در برخی از دیالوگ ها و یکسری از مشکلات کاملا تکنیکی وجود داشت مانند بیان ( وضوح و شیواییی که البته بازیگر سماعیل بیمار بود  ولی همین مشگل در بازیگر زن بعضی قسمت ها خود نمایی میکرد ) بیان بدنی ( که شاید به خاطر اینکه کارگردان روی سن بود توانایی فرم سازی ها و استفاده از بیان بدنی اش کم شده بود) .وکمی کم سلیقگی ها مثلا در انتخاب و چینش دکور که البته زیاد نمی توان روی آن پافشاری کرد .

اما در نمایش از دو تکنیک که ریشه ای کاملا غیر رئال دارند استفاده شد یکی ایجاد تصویر برشی برای ابتدا و انتها و دیگری استفاده از ویدیو پروجکشن. 

در تصویر اول و آخر، آسیه زیر نور لکه ای با چتر ، و اسماعیل گوشه سن زیر نور دیگری با حالت غمگینی نشسته و و شعری با مطلع - خاموشی بهتر روایت میشود که در پایان نمایش همین تصویر  ،که حالا خاموشی بهتر مفهوم پیدا کرده انجام میگردد . نمی دونم توی متن شروع و انتهای نمایش همین جوری بوده یا نه ، اگر بوده آفرین به نویسنده و اگر نبوه آفرین به کارگردان چون این بخش کاملا انگاره محور ( یعنی بر مبنای فکر کلی کار) شکل و بروز پیدا میکنه .اما تصاویر پروجکشن که برای القای فضا با تصاویر و روایت نه چندان حماسی گونه ی اسماعیل ، از اتفاقات بیان میشدند .

برداشت شخصی من اینطوراست که این تصاویر برای بیان فضا طراحی بودند و سرگردانی اسماعیل و تبدیل شدن به سایه ای بر روی برخی از صحنه ها حس تعلیق و حس ، یک جنس نبودن اسماعیل با فضای جنگ بود که در این صورت منطقی تر بود اسماعیل تبدیل به انسانی ، جدا از جریان جنگ و روزمره ، حتی به گونه ای دیگر عاشق پیشه ، تبدیل میشد  که جنگ تنها بخشی ا زخاطرات بد اوست ولی اهمیتی در شکل گیری رفتار روانی او نداشته باشد . که خب مسلما تئاتر دفاع مقدس بر خلاف این انگیزه ها نگارش میشود

 ( کما اینکه همین بخش ، موضوع تعریف شده ای در تئاتر جنگی اروپاست ) .

و اگر تصاویر جزئی از روایت بودند و به نوعی سمبلیک ، برگرفته از روحیات اسماعیل میشدند ، پس حضور اسماعیل در آن صحنه ها ( نه در فیلم ها ، بلکه تنها با بودن نور روی سرِ بازیگر ) الزامی می بود.

که البته این خود نیازمند این بود که در خط سیر داستانی از امتیازدهی  حسی ، به عوامل دیگر مانند مشکلات ازدواج اسماعیل کاسته شود .

اما در آخر ، به جز مشکلاتی مه متن برای عوامل کار به وجود آورده بود ( مشکل بزرگ تئاتر به ویژه تئاتر دفاع مقدس) دیگر عوامل دخیل در اجرا از جمله ، ریتم کاری که با جود ایستایی نمایش با زمان کوتاه جلوی خستگی مخاطب گرفته میشد خوب ودر حد انتظار فعلی ابهربودند . که جای خسته نباشید دارد.

امید وارم سطح توقع بالا تر و کیفیت کار هنری در ابهر اصیل تر شود  و ابهر به جایگاه در شان خود برسد 

+ نوشته شده توسط پیمان کاظمی در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 و ساعت 10:27 |
این پست همان طور که از عنوانش پیداست در باره عنصری بسیار مهم در پیشبرد درام مدرن و ابزورد است. و در واقع یکی از ستون های محکم و استوار آن می باشد . ( گروتسک ) صنعتی ادبی – هنری که ریشه های بسیار کهن و پریمیتیوی دارد .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط صادق نظری در یکشنبه دوم دی 1386 و ساعت 12:13 |
 خصوصيات تئاتر آوانگارد


1ـ در اكثر قريب به اتفاق نمايشنامه‌ها، وحدتهاي چهارگانة تئاتر كلاسيك از جمله وحدت لحن، وحدت زمان و وحدت مكان به طور كامل رعايت نشده است. وحدت موضوع هم در بعضي از نمايشنامه‌هاي اپيزوديك به طور كامل رعايت نشده است. گاهي زمان وقوع حادثه، به خصوص در نمايشنامه‌هاي يونسكو، با زمان تئاتري در هم آميخته است. وحدت لحن از وقتي كه درام به وجود آمد، تغيير يافته است. چون درامها به شعر سروده نشده‌اند و ديگر اينكه زبان فاخر خدايان و درباريان به زبان مردم عادي، كه بستگي به شغل و موقعيت اجتماعي آنها دارد، بَدَل يافته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط صادق نظری در دوشنبه دوازدهم آذر 1386 و ساعت 19:42 |
پروفسور احمد كاميابي مسك (دكتر دتا استاد پرديس هنرهاي زيبا، دانشگاه تهران):

جوامعي كه از رفاه اقتصادي، ثبات سياسي، امنيت و آزادي نسبي حتي اگر براي دوره‌اي كوتاه، برخوردار باشند پويا مي‌شوند و آفرينش هنري و خلاقيت به ظهور مي‌پيوندد. دانشمندان و هنرمندان، انديشه‌هاي نو مطرح مي‌كنند و آنها را در جهت پيشرفت، رفاه و هنجار نه تنها جامعة خود بلكه جامعة بشريت به كار مي‌گيرند. در اين جوامع، همپاي پيشرفتهاي صنعتي، ادبيات و هنر هم تغيير و تحول مي‌يابد و گاه به كمك دانشمندان علوم محض مي‌آيد.
در اروپا با احتساب سه قرن پيش از ميلاد، حدود نوزده قرن، انديشه و آفرينش نو و قابل ملاحظه‌اي به وجود نيامد تا زمان دكارت ـ انديشمند بزرگ فرانسوي ـ كه تصميم گرفت فقط با معيار عقل و منطق كه خداوند به او ارزاني داشته آنچه را كه مي‌تواند به آزمايش و تجربه بگذارد بپذيرد و مدرنيته از آن زمان شروع شد و امروز هم منظور از پست مدرن، آن مدرن تاريخي يعني بعد از اظهارات دكارت است. در نتيجه، دكارت در زمينة فلسفه و دانش پيشرو است. و البته گروه شاعران پليياد در زمينة شعر و ادبيات و به خصوص در زمينة عام كردن دانش و در اختيار عموم گذاشتن آن از طريق دايرة المعارف، نيز آوان گارد هستند .
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط صادق نظری در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386 و ساعت 10:52 |

تئاتر چیست ؟

تتاتر يکی ازهنرهای هفتگانه است .کسانی که درباره بوجود آمدن تئاتر جستجو کرده اند ميگويند سر چشمه آن از آيين هاست . آيين به مراسم مذهبی و اجتماعی می گويند . مثل مراسم عروسی يا مراسم سينه زنی در ماه محرم  در ايران و مراسم رقص های مخصوص در کشورهای ديگر انسان هميشه دوست داشته است به اتفاقاتی که خارج از اراده و ميل اوست تسلط داشته باشد و اين ويژه گی اصلی تئاتر است. 

تئاتر در مقايسه با هنرهای ديگر امکانات زيادی دارد برای اينکه از هنرهای ديگر مثل نقاشی ، ادبيات ، معماری ، موسيقی و ... در آن استفاده می شود کلمه  تئاتر (theater ) در اصل از کلمه  تآترون (theater on) است که قسمت اول آن تيه ((thea تماشاگران و يا محله تماشا است.

درزمان های قديم ، تماشاگرن در سرازيری تپه ها می نشستند و مراسم مذهبی را که با آداب وتشريفات مخصوص در پايين همان تپه يا کناره معبد که محل عبادت بوده ، تماشا می کردند.

 

 

آیین و ارتباط آن با تئاتر

 

موسيقي ، رقص ، گفتار ، صورتك ، لباس ، اجراكنندگان ، تماشگر و صحنه 

در اجراي آيين  آرايش توسط رنگ ، خاكستر يا جوهر كه سطح بدن را مي پوشاند براي كامل كردن صورتك و لباس بكار مي رود آنطور كه گريم در تئاتر اين كار را انجام مي دهد 

بازيگران آيين بايد بسيار ماهر و با انظباط باشند مثل بازيگران تئاتر 

براي اجراي آيين يكي پيشكسوتان يا سالمندان آشنا به آيين تمرين سختي را براي اداره ي اجراي خوب آيين بكار مي گيرد كه كاملا با كارگرداني تئاتر قابل مقايسه است 

 

 

  

نظرات دیگر در مورد بوجود آمدن تئاتر

 

با اينكه سرچشمه آييني امروز پذيرفته ترين نظريه درباره ي بوجود آمدن تئاتر است اما جستجوگراني هم اعتقاد دارند سرچشمه تئاتر داستانسرايي است . آنها مي گويند كه گوش كردن و رابطه برقرار كردن با قصه ها جزو بزرگترين خصوصيات انسان است .

برخي مي گويند تئاتر از رقص و حركات ضربي و ژيمناستيك و يا تقليد حركات و صداي حيوانات آغاز شده است . 

اما نه خصوصيت داستانسرائي انسان و نه علاقه ي او به تقليد ، هيچكدام نمي تواند او را بسوي آفريدن هنر تئاتر راهنمائي كرده باشد ، چرا كه اسطوره ها و داستانها هم در اطراف آيين ها بوجود آمده اند و تقليد از حيواناتي كه انديشه و عقل ندارند هم نمي توانسته سرچشمه تئاتر باشد چرا كه آيين ها  از انديشه و اعتقادات و ميزان شناخت انان شكل گرفته است  است .

 

 

 
+ نوشته شده توسط محمدرضا حسینی در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386 و ساعت 10:39 |

تاریخچه سوررئالیسم

 

 

يك شب در سال 1919 آندره برتون از شنيدن جمله ي كه به پنجره ذهنش زد تكان خورد .

تصوير محو شد ، ولي جمله در يادش ماند (( پنجره ، مردي را دو تكه كرده است . )) اين مكاشفه ي عجيب با يك تصوير بصري همراه بود و بلافاصله بعد از آن چند جمله بي ربط ديگر ، بدون اراده ي آگاهانه ي او ، به ذهنش آمد . از آنجا كه برتون با شيوه هاي روانكاوي فرويدي آشنايي داشت ، سعي كرد اين جريان خود سر تصاوير را بدون دخالت عقلاني خود آزادانه مجال جولان بدهد، شرح مكتوب اين تجربه را كه بعدها (( متن خودكار )) نام گرفت ، دادائيستها بي درنگ پذيرفتند ، ولي در حقيقت اولين نفس يك جنبش تجربي مصمم تر بود به نام سوررئاليسم .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط صادق نظری در یکشنبه سیزدهم آبان 1386 و ساعت 14:51 |
Theatre (or theater, see spelling differences) (from French "théâtre", from Greek "theatron", θέατρον, meaning "place of seeing") is the branch of the performing arts defined as simply as what "occurs when one or more human beings, isolated in time and/or space, present themselves to another or others."[1] By this broad definition, theatre has existed since the dawn of man, as a result of human tendency for story telling. Since its inception, theatre has come to take on many forms, often utilizing elements such as speech, gesture, music, dance, and spectacle, combining the other performing arts, often as well as the visual arts, into a single artistic form. Modern Western theatre is dominated by realism, although many other forms, including classical and experimental forms, as well as Eastern forms, are frequently performed.

 

 Overview of theatre

 
Summer Theatre in Szczecin, Poland
Summer Theatre in Szczecin, Poland

Drama (literally translated as action, from a verbal root meaning "To do") is the branch of theatre in which speech, either from written text (plays), or improvised is paramount. And the companion word drama is also Greek, dran meaning to do. The first theatre, the Theatre of ancient Greece, created the definition of a theatre: an audience in a half-circle watching an elevated stage where actors use props staging plays. Musical theatre is a form of theatre combining music, songs, dance routines, and spoken dialogue. However, theatre is more than just what one sees on stage. Theatre involves an entire world behind the scenes that creates the costumes, sets, and lighting to make the overall effect interesting.

There is a long tradition of political theatre, which aims to educate audiences on contemporary issues and encourage social change. The Catholic church took advantage of the entertainment value of theatre to create passion plays, mystery plays, and morality plays.

The Kutiyattam, Sanskrit theatre from the province of Kerala, is one of the oldest living theatrical traditions in India.  It is traditionally performed in the Kuttampalams, theatres located in Hindu temples.  The Kutiyattam goes back more than 2000 years and represents a unique synthesis of Sanskrit classicism and local traditions of Kerala (particularly the comic theatre in the Malayalam language). Artist Guru Māni Mādhava Chākyār as Ravana in Kutiyattam
The Kutiyattam, Sanskrit theatre from the province of Kerala, is one of the oldest living theatrical traditions in India. It is traditionally performed in the Kuttampalams, theatres located in Hindu temples. The Kutiyattam goes back more than 2000 years and represents a unique synthesis of Sanskrit classicism and local traditions of Kerala (particularly the comic theatre in the Malayalam language).[2] Artist Guru Māni Mādhava Chākyār as Ravana in Kutiyattam

An overview of the traditional theatres of India suggests that multiple systems of communication are ordered into hierarchies that vary from theatre to theatre. Abstract masks and song-less mime dominate the Seraikella Chhau of Bihar, while the shifting use of municipal space flavours the grand Ram Lila at Ramnagar in Uttar Pradesh. In the Kuchipudi theatre (Andhra Pradesh) and the Bhagavatamela (Tanjore district, Tamilnadu), elaborate dance and stylised hand gestures prevail. Spectacular headdresses, costumes, and colour-coded makeup distinguish both the Kathakali theatre of Kerala and the Yakshagana of Karnataka.[3]

There are a variety of philosophies, artistic processes, and theatrical approaches to creating plays and drama. Some are connected to political or spiritual ideologies, and some are based on purely "artistic" concerns. Some processes focus on a story, some on theatre as event, and some on theatre as catalyst for social change. According to Aristotle's seminal theatrical critique Poetics, there are six elements necessary for theatre: Plot, Character, Idea, Language, Song, and Spectacle. The 17th-century Spanish writer Lope de Vega wrote that for theatre one needs "three boards, two actors, and one passion". Others notable for their contribution to theatrical philosophy are Konstantin Stanislavski, Antonin Artaud, Bertolt Brecht, Orson Welles, Peter Brook, and Jerzy Grotowski.

The most recognisable figures in theatre are the directors, playwrights, and actors, but theatre is a highly collaborative endeavour. Plays are usually produced by a production team that commonly includes a scenic or set designer, lighting designer, costume designer, sound designer, dramaturg, stage manager, and production manager. The artistic staff is assisted by technical theatre personnel who handle creation and execution of the production.

Some[weasel words] theatre theorists argue that actors should study all of the commonly-taught acting methods to perfect their craft (though many others disagree), such as the Meisner, Stanislavsky, Strasberg, and Hagen acting methods. Theater, overall, encompasses people, ideas, and the works of art that result from their collaboration.

Genres of theatre

There are a variety of genres that writers, producers, and directors can employ in theatre to suit a variety of tastes:

  • Black comedy: Comedy that tests the boundaries of good taste and moral acceptability by juxtaposing morbid or ghastly elements with comical ones.
  • Comedy: Comes from the Greek word komos which means celebration, revel, or merrymaking. It does not necessarily mean funny, but can focus on a problem that leads to some form of catastrophe which in the end has a happy and joyful outcome.
  • Comedy of manners: Witty, cerebral form of dramatic comedy that depicts and often satirises the manners and affectations of a contemporary society. A comedy of manners is concerned with social usage and the question of whether or not characters meet certain social standards.
  • Comedy of situation: A comedy that grows out of a character's attempt to solve a problem created by a situation. The attempt is often bumbling but ends up happily.
  • Commedia dell'arte: A very physical form of comedy which was created and originally performed in Italy. Commedia uses a series of stock characters and a list of events to improvise an entire play.
  • Domestic drama: Drama that focuses on the everyday domestic lives of people and their relationships in the community where they live.
  • Fantasy: The creation of a unique landscape on which a hero goes on a quest to find something that will defeat the powers of evil. Along the way, this hero meets a variety of weird and fantastic characters.
  • Farce: A comic dramatic piece that uses highly improbable situations, stereotyped characters, extravagant exaggeration, fast pacing, and violent horseplay.
  • Grand Guignol: Now broadly used to refer to any play with on-stage violence, the term originally referred to the bloody and gruesome melodramas produced at the Theatre du Grand Guignol in Paris, France.
  • Melodrama: Originally, a sentimental drama with musical underscoring. Often with an unlikely plot that concerns the suffering of the good at the hands of the villains but ends happily with good triumphant. Featuring stock characters such as the noble hero, the long-suffering heroine, and the cold-blooded villain.
  • Meta-Theatre: A genre of theatre made popular with mostly modern audiences, although it did start back in the Elizabethan Era. Meta-Theatre is when a play often completely demolishes the so called "fourth wall" and completely engages the audience. Often about a group of actors, a director, writer and so on. It usually blurs the line between what is scripted and what goes on by accident.
  • Morality play: A morality play is an allegory in which the characters are abstractions of moral ideas.
  • Musical theatre: A theatrical genre in which a story is told through the performance of singing (with instrumental music), spoken dialogue, and often dance.
  • Natya: Sacred classical Indian musical theatre that includes natya proper (mime) and nritta (pure dance).
  • Nautanki: A diverse Indian form of street plays consisting of folklore and mythological dramas with interludes of folk songs and dances.
  • Opera: A theatrical genre in which a story is told and emotion is conveyed primarily through singing (with instrumental music).
  • Pantomime: A form of musical drama in which elements of dance, mime, puppetry, slapstick, and melodrama are combined to produce an entertaining and comic theatrical experience, often designed for children.
  • Poor Theatre: Jerzy Grotowski coined the phrase "poor theatre" in reference to the work he was doing with his theatre troupe in Poland. Grotowski's style of poor theatre consisted of many important fine points. For one, there was not a separate stage and place for the audience; instead the actors and the audience shared the same space. There were no sets, props, lighting, music, or any other technical features. The actors were paramount, although their costumes were simple. Grotowski had his actors go through physical training, and even would spend many months rehearsing a play. Some of these poor theatre plays would only be performed once, to a small audience. This theatre style was very popular during the 1960’s and 70’s, and later on, was used by many acting troupes around the world.
  • Physical theatre: Theatrical performance in which the primary means of communication is the body, through dance, mime, puppetry and movement, rather than the spoken word.
  • Rock opera: Concept albums and stage works performed in a dramatic context reminiscent of opera, except that the musical form is rock music.
  • Romantic comedy: A medley of clever scheming, calculated coincidence, and wondrous discovery, all of which contribute ultimately to making the events answer precisely to the hero's or heroine's wishes, with the focus on love.
  • Theatre for social change: Theatre that addresses a social issue and uses performance as a way of illustrating injustice to the audience.
  • Theatre of the Absurd: Term coined by Martin Esslin to refer to playwrights in Europe and the United States after World War II whose work reflected a sense of being adrift in a world where known values had been shattered. No playwrights ever dubbed themselves "Absurdists," although it has become commonplace to refer to Samuel Beckett, Eugène Ionesco, Harold Pinter, and Jean Genet, among others, by this term. It can be seen as related to the philosophy of existentialism.
  • Total Theatre: Most frequently invoked in reference to Richard Wagner's concept of a Gesamtkuntswerk, or "Total Art Work," in which music, drama, and dance operate together. It has also been used by artists such as Steven Berkoff, who created a style where the actors become both characters and set, often using just one prop throughout the entire play. The style uses features of Greek theatre (eg. a chorus or didactic message), exaggeration and surrealism.
  • Tragedy: A drama that treats in a serious and dignified style the sorrowful or terrible events encountered or caused by a heroic individual. The word "Tragedy" comes from the Greek word "Tragos" which is translated to "Goat". The original meaning may come from the mystery plays of the cult of Dionysos, which centered on the god being killed and his body ripped to pieces, and with a goat or other animal as a proxy for the bloodshed.
  • Tragicomedy: A drama that has a bitter/sweet quality, containing elements of tragedy and comedy.

 

+ نوشته شده توسط حسین جز جوادی در یکشنبه سیزدهم آبان 1386 و ساعت 14:31 |

بازیگری ، مکتبهای هنری .

 

اگر نگاهی اجمالی به شیوه های آموزش بازیگری از ابتدا تا کنون بپردازیم ، پیشرفت و تغییر و تکامل شیوه ها با رویکردی روانشناسانه بر مقوله بازیگری ، و بررسی های روانشناختی بر روی روحیات بازیگران ، به ویژه پس از انقلاب تفکری استانیسلافسکی در این باره را شاهد هستیم . اما در تمام این جریانات تنها چیزی که مورد توجه متفکران این رشته قرار دارد ، بازیگر به عنوان بازیگر و بَعد ، نقش آفرین است و نه چیز دیگری ، و این در شرایطی است که بعد از اگزیستانسیالیسم ، انواع عقاید فلسفی هنر را حتی از نظر نوع تعریف تحت تاثیر قرار داد  و باعث پیدایش مکتب های ادبی به گونه ای که امروزه با آنها مواجه هستیم شد . و نیز پویایی هنر به ویژه در اروپا باعث خلق اثاری بس در خور گردید  به طوری که برخی معتقدند دیگر سبکی ایجاد نخواهد شد و تمام آثار هنری زمانه تنها پیروی یا جنبه دیگری از همان مکاتب است .

در عرصه ی تئاتر ، شناخت و اجرای سبک و تفکر وظیفه کارگردان دانسته و او را موظف به انتقال نوع نگرش  بازی به بازیگر شمرده اند ، اما آیا این به معنای بازگشت بازیگر به دوران پیش از استانیسلافسکی یعنی تفکر بهترین بازیگر بهترین اَبَرعروسک یا حتی به معنای بوطیقایی تنها وظیفه تقلید را ، در بهترین حالت از طبیعت دارد ؟

این در حالی است که متفکرانی چون استراسبرگ بازیگر را تا حد خلق کننده و تنها وسیله بیان بالا برده اند .

و این نکته نیز واضح و مبرهن است که تفاوت در سبک اجرایی یا به زبان دیگر بازی در مکتبهای مختلف نیاز به نوع بازی های مختلف دارد چرا که به طور مثال گونه بیانی ، و حتی نوع شخصیت پردازی و . . . در نمایش های کلاسیک ورئالیستی از یک گونه نیست و حتی بعضا متناقض رفتار میکنند بطور مثال در نوع اغراق بیانی . سوالی که اینجا مطرح است این است که بازیگر هیچ سهمی در آفرینش هنری در انواع بازی و یا طبقه بندی انواع بازی ها ندارد ، در شرایطی که اوست که تمامی کاراکتر نمایشی را یه معرض ظهور میگذارد ؟  

 

(وبلاگ : شوپا نمایش)

+ نوشته شده توسط پیمان کاظمی در دوشنبه سی ام مهر 1386 و ساعت 18:58 |

سرگذشت پانتوميم
سه شنبه ۱۷ آبان ۱۳۸۴

پانتومیم ؛ یعنی گویاترین دستها ، سخنورترین انگشتها و پرمحتواترین سكوت
در بازیهای میم ( میموس ، لال بازی كه شكل اوليه پانتوميم بود ) بیشتر برتقليد و سپس اشاره تكیه می شد . حال آنكه در بازیهای پانتومیم مسأله اصلی فقط استفاده از اشاره است البته رقص هاي نمادين نيز گا هي به منزله مكمل همراه پانتوميم اجرا ميشد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمدرضا حسینی در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 و ساعت 8:46 |