تبليغاتX
شوپا نمایش
http://www.MegaShare.com/303500

+ نوشته شده توسط پیمان کاظمی در شنبه دوازدهم آبان 1386 و ساعت 19:5 |

زن ، حدود 37 تا 40 ساله

مرد ، جوانی حدود 27 ساله

هر دو لباسهای گران ولی آشفته ای بر تن دارند .

( یک نیمکت در راهرو بیمارستان ،زن ومرد هر دو به روبرو  خیره مانده اند .  پس از مدتی مکث )

 

زن : اگه زنده بمونه چی ؟!

مرد : . . .

زن : اگه زنده بمونه .  .  .  چی کار کنیم .؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پیمان کاظمی در دوشنبه سی ام مهر 1386 و ساعت 18:54 |

وهم

نمایش‌نامه‌ی کوتاه منتشر نشده‌ای از

فدریکو گارسیالورکا

***

کسان نمایش:

انریک

زن/ هم‌سرش

دخترش

پسرش

صدای بچه‌های‌اش

پیرمرد

***

زمان: هر وقت؛ هیچ وقت

مکان: هر جا؛ هیچ جا

 

 

 

انریک: خدا نگه‌دار!

صداها: خدا نگه‌دار!

انریک: مدت زیادی توی کوه‌ها می مونم.

صدا: یه سنجاب کوچولو...

انریک: آره؛ یه سنجاب کوچولو برای تو و پنچ تا پرنده هم که بچه نداشته باشن براتون می‌آرم!

صدا: من یه بزغاله می‌خوام.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پیمان کاظمی در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 و ساعت 22:30 |

نمایشنامه ای از مرحوم غلامحسين ساعدي

   ( متن کامل)    
اشخاص :
حاكم
جلاد
مرد جوان
پيرزن
سقط فروش
آهنگر
ميرشكار
نوازنده

1
يك نيمكت بزرگ با پشتي مجلل، و آن طرف پشتي تختي است ناپيدا، براي استراحت. پرده كه باز مي‌شود، صحنه خالي است. چند لحظه بعد، دو پاي بزرگ بالاي پشتي ظاهر مي‌شود، و بعد صداي يك دهن دره بلند، و به دنبال، هيكل خپله و چاق حاكم كه آرام بلند شده، همه چيز بخود بند كرده، سپر، حمايل، شمشير، كمان، و يك طپانچه قديمي. دوباره يك دهن دره، چشمان پف كرده‌اش را مي‌مالد و چند مشت به سينه مي‌زند، با تنبلي مي‌خزد و خود را روي نيمكت مي‌اندازد، لوازم و اشيايي را كه به خود بند كرده، امتحان مي‌كند، خاطر جمع‌ مي‌شود، يك مرتبه انگار به خود آمده با سوءظن اطرافش را نگاه مي‌كند، به فكر مي‌رود، چند لحظه اين چنين مي‌‌گذرد، حاكم خم شده طرف راست را نگاه مي‌كند و سوت مي‌زند، خبري نيست، خم شده، طرف چپ را نگاه مي‌كند و سوت مي‌زند، خبري نيست. با صداي بلند فرياد مي‌زند: «هي!» خبري نيست، بلند مي‌شود و با صداي بلندتر: « هي، هي!». چيزي در زير نيمكت مي‌جنبد، حاكم زانو مي‌زند و پرده را بالا مي‌برد و با فرياد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمدرضا حسینی در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 و ساعت 8:44 |