|
http://www.MegaShare.com/303500
+ نوشته شده توسط پیمان کاظمی در شنبه دوازدهم آبان 1386 و ساعت
19:5 |
زن ، حدود 37 تا 40 ساله مرد ، جوانی حدود 27 ساله هر دو لباسهای گران ولی آشفته ای بر تن دارند . ( یک نیمکت در راهرو بیمارستان ،زن ومرد هر دو به روبرو خیره مانده اند . پس از مدتی مکث ) زن : اگه زنده بمونه چی ؟! مرد : . . . ادامه مطلب + نوشته شده توسط پیمان کاظمی در دوشنبه سی ام مهر 1386 و ساعت
18:54 |
وهم نمایشنامهی کوتاه منتشر نشدهای از فدریکو گارسیالورکا *** کسان نمایش: انریک زن/ همسرش دخترش پسرش صدای بچههایاش پیرمرد *** زمان: هر وقت؛ هیچ وقت مکان: هر جا؛ هیچ جا
انریک: خدا نگهدار! صداها: خدا نگهدار! انریک: مدت زیادی توی کوهها می مونم. صدا: یه سنجاب کوچولو... انریک: آره؛ یه سنجاب کوچولو برای تو و پنچ تا پرنده هم که بچه نداشته باشن براتون میآرم! صدا: من یه بزغاله میخوام.
ادامه مطلب + نوشته شده توسط پیمان کاظمی در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 و ساعت
22:30 |
( متن کامل) 1 ادامه مطلب + نوشته شده توسط محمدرضا حسینی در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 و ساعت
8:44 |
|
|